من عسگر علیمحمدی هستم؛ دکتری روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی. حوزه اصلی فعالیت علمی و حرفهای من، روانشناسی کودک و نوجوان و کار با کودکان دارای نیازهای ویژه است.
از سال ۱۳۹۷ عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور هستم و پروانه تخصصی روانشناسی به شماره ۳۹۲۵۸ دارم. در کنار فعالیتهای دانشگاهی و پژوهشی، بخش مهمی از مسیر حرفهای من به کار بالینی با کودکان و نوجوانان با رویکرد روانتحلیلی اختصاص داشته است.
در مسیر دانشگاهی، فرصت داشتهام در کنار تدریس و پژوهش، تجربههای ارزشمندی نیز کسب کنم و عناوینی مانند پژوهشگر برتر دانشکده روانشناسی، استاد سرآمد آموزشی دانشکده روانشناسی و برنده جایزه استادیار جوان بنیاد ملی نخبگان را به دست آورم. این افتخارات برای من بیش از آنکه یک عنوان باشند، نتیجه سالهایی از تلاش برای پیوند میان آموزش، پژوهش و کار حرفهای در حوزه روانشناسی کودک بودهاند.
برای من، کار با کودک تنها به کاهش نشانههای یک اختلال محدود نمیشود. تلاش میکنم دنیای درونی کودک، تجربههای هیجانی، روابط او با دیگران و ویژگیهای شناختیاش را در کنار یکدیگر ببینم. به همین دلیل، در جلسات درمانی از ترکیبی از بازی، تمرینهای شناختی و نگاه روانتحلیلی استفاده میکنم و فرایند درمان را متناسب با ویژگیها، نیازها و ظرفیتهای هر کودک طراحی میکنم.
در حوزه پژوهش نیز تمرکز قابل توجهی بر موضوعاتی مانند اختلال نارسایی توجه و بیشفعالی، اتیسم، ناتوانیهای یادگیری، نارساخوانی، کارکردهای اجرایی، حافظه کاری، توانبخشی شناختی و رشد هیجانی و اجتماعی کودکان و نوجوانان داشتهام.
یکی از حوزههایی که برای من اهمیت ویژهای دارد، کارکردهای اجرایی و توانبخشی شناختی است؛ از بررسی حافظه کاری و بازداری پاسخ گرفته تا طراحی و ارزیابی مداخلاتی که بتوانند به بهبود عملکرد شناختی کودکان و نوجوانان کمک کنند. در کنار آن، موضوعاتی مانند بهزیستی روانشناختی نوجوانان، تابآوری والدین، مهارتهای هیجانی و اجتماعی و تجربه خانوادههای دارای کودک با نیازهای ویژه نیز بخشی از مسیر پژوهشی من بودهاند.
در طول این سالها، مقالات متعددی در نشریات علمی داخلی و بینالمللی منتشر کردهام و دو کتاب تخصصی نیز در زمینه اختلال نارسایی توجه و بیشفعالی تألیف کردهام. برای من، پژوهش زمانی ارزشمندتر میشود که بتواند از فضای دانشگاه فراتر برود و در شناخت دقیقتر کودک و طراحی مداخلات مؤثرتر برای او و خانوادهاش به کار گرفته شود.
باور دارم هر کودک مجموعهای منحصربهفرد از تواناییها، تجربهها، هیجانها و نیازهاست. بنابراین درمان مؤثر زمانی شکل میگیرد که بهجای قرار دادن کودک در یک قالب ثابت، بتوانیم او را در تمامیت خودش ببینیم. در مسیر حرفهایام تلاش کردهام آموزش دانشگاهی، پژوهش علمی و تجربه بالینی را در کنار یکدیگر قرار دهم تا بتوانم همراهی دقیقتر و مؤثرتری با کودکان، نوجوانان و خانوادههایشان داشته باشم.