من فاطمه کمالی هستم؛ دکتری روانشناسی تربیتی از دانشگاه شیراز و رواندرمانگر با تمرکز بر رویکرد هیجانمدار.
مسیر دانشگاهی من از فیزیک آغاز شد. کارشناسی فیزیک و سپس کارشناسی ارشد فیزیک هستهای را گذراندم و بعد از آن وارد حوزه روانشناسی شدم؛ مسیری که با کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی ادامه پیدا کرد و در نهایت به دوره دکتری روانشناسی تربیتی در دانشگاه شیراز رسید. در دوره کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی رتبه سوم و در دوره دکتری رتبه اول را کسب کردم.
در سالهای فعالیت علمی و پژوهشی، بخش قابل توجهی از تمرکز من بر موضوعاتی مانند تنظیم هیجان، معنویت، احساس شرم و گناه، دلبستگی، بلوغ عاطفی، خودکارآمدی هیجانی و تعلق تحصیلی بوده است. پایاننامه کارشناسی ارشد من به بررسی رابطه معنویت با احساس شرم و گناه و نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان اختصاص داشت و در رساله دکتری نیز موضوع تعلق تحصیلی دانشجویان دانشگاه شیراز را با رویکرد نظریه دادهبنیاد بررسی کردم.
در کنار فعالیتهای دانشگاهی، تلاش کردهام آموزشهای تخصصی رواندرمانی را بهصورت مستمر دنبال کنم. در دورهها و کارگاههای درمان هیجانمدار فردی، خانوادهدرمانی هیجانمدار و زوجدرمانی هیجانمدار شرکت کردهام و تجربه حضور بهعنوان تسهیلگر در دوره درمان هیجانمدار و همچنین کارورزی در این رویکرد را داشتهام. علاوه بر این، آموزشهایی در حوزه CBT، مصاحبه تشخیصی، نشانهشناسی اختلالات روانی و هیپنوتراپی نیز بخشی از مسیر آموزشی من بودهاند.
تدریس و فعالیت آموزشی نیز همواره بخشی از مسیر حرفهای من بوده است. تجربه تدریس مهارتهای زندگی در دانشگاه شیراز و تدریس به دانشجویان رشته مشاوره در دانشگاه فرهنگیان شیراز را داشتهام و در کنار آن، در پروژهها و فعالیتهای علمی مرتبط با خلاقیت، نوآوری، کارآفرینی و آموزش نیز حضور داشتهام.
در حوزه پژوهش نیز مقالات متعددی در زمینههای روانشناسی تربیتی و هیجان منتشر کردهام و در همایشهای علمی مختلف حضور داشتهام. برای من پژوهش زمانی ارزشمندتر میشود که بتواند به فهم عمیقتر انسان و بهبود کیفیت آموزش، روابط و تجربههای روانشناختی کمک کند.
در حال حاضر، بخشی از فعالیت حرفهای من به مشاوره و رواندرمانی هیجانمدار فردی و زوجی، بهصورت حضوری و آنلاین اختصاص دارد. همچنین سابقه همکاری با مراکز مشاوره دانشگاه شیراز، مرکز مشاوره پژواک و مرکز مشاوره طلیعه امید را داشتهام.
در تمام این سالها تلاش کردهام مسیر علمی، پژوهشی و درمانی را در کنار یکدیگر پیش ببرم؛ چون باور دارم یک رواندرمانگر حرفهای زمانی میتواند همراه مؤثرتری برای مراجعان باشد که علاوه بر دانش نظری، تجربه عملی، مهارت ارتباطی و نگاه پژوهشمحور را نیز در مسیر حرفهای خود توسعه دهد.